درباره ما

«اصلاح در علوم انسانی و تحول در سینما و تلویزیون، بدون اصلاح پایه‌های معرفتی علوم انسانی غربی امکان‌پذیر نیست.»[1] از این‌رو، نگاه به سینما و رسانه‌های تصویری با عینکی از جنس «علوم انسانی» می‌تواند در قامت پلی میان دو سرزمین ظاهر شود که نه‌تنها مبانی تئوریک محصولات سینمایی و تلویزیونی را مستحکم‌تر خواهد کرد، بلکه ظرفیت‌های موجود در این محصولات بصری می‌تواند زمینه را برای ایجاد اصلاحات بنیادین و رفع نقایص رشته‌های مختلف علوم انسانی هموار کند. اگرچه بخش مهمی از این گره می‌بایست به‌دست فعالان آکادمیک و حوزوی باز شود، اما «اصلاح پایه‌های معرفتی علوم انسانی غربی» در مرحله اول نیازمند چشمانی تیزبین و آشنا به ادبیات غرب است تا بتواند «روندها» را گاهی حتی پیش از روند شدن، شناسایی و با زبانی آشنا و مخاطب‌پسند به دغدغه‌مندان این عرصه منتقل کند.

«مجله هنری پشت‌ صحنه» می‌کوشد تا نقش فراموش‌شده‌ی علوم انسانی در سینما و رسانه‌های بصری را از نو احیا کند و با نگاهی میان‌رشته‌ای، ساحت سینما را به‌قضاوت بنشیند

«مجله هنری پشت‌ صحنه: سینما و علوم انسانی» زیر نظر «مرکز مطبوعات و انتشارات سینمایی حوزه هنری» می‌کوشد تا نقش فراموش‌شده‌ی علوم انسانی در سینما و رسانه‌های بصری را از نو احیا کند و با نگاهی میان‌رشته‌ای، ساحت سینما را به‌قضاوت بنشیند. «پشت صحنه» سعی دارد مخاطب را با جهانی آشنا کند که در آن، هر محصول سینمایی یا تلویزیونیِ موفقی، ریشه در یکی از زیرشاخه‌های علوم انسانی دارد و این موفقیت را تنها زمانی می‌توان درک کرد که پشت صحنه‌ٰٔ ساخت آن، به زبان سینمای داخلی ترجمه شود. سینمای غربی که برای بسیاری از دست‌اندرکاران سینمای ایران به‌عنوان معیار و شاخص ارزیابیِ کیفیت آثار تولید شده در ایران، جایگاه و منزلتی ویژه پیدا کرده است، نه‌تنها از چندین دهه قبل به اهمیت «سینمای علوم انسانی و علوم انسانی سینمایی» پی برده بود، بلکه امروز در کشورهایی نظیر آمریکا از حمایت ابر-بنیادهای علوم انسانی بهره می‌برد که سعی دارند مبانی معرفتی علوم انسانی خود را با چاشنی لذت‌های بصری و فیلم‌نامه‌های قدرتمند، برای مخاطب عام «فهم‌پذیز» کنند، زیرا «فیلم‌ها نیز مانند کتاب‌ها می‌توانند به ما بگویند که چه‌کسی هستیم.»[2]

به‌عنوان مثال، «مارتین اسکورسیزی»[3] برای بسیاری از فعالان سینما و حتی سینما-خوانان، یک کارگردان، فیلم‌نامه‌نویس، تهیه‌کننده و هنرپیشه‌ی ایتالیایی-آمریکایی است که تمام جوایز معتبر سینمایی دنیا را حداقل یک‌بار به‌دست آورده، اما برای «پشت صحنه»، اسکورسیزی یک کارگردان فعال در عرصه «علوم انسانی دیجیتال» است که سال ۲۰۱۳ جایزه «جفرسون»[4] (ارزشمندترین جایزه افتخاری که از جانب دولت فدرال آمریکا به‌خاطر دستاوردهای ممتاز و برجسته در زمینه علوم انسانی به یک نفر اعطا می‌شود) را از جانب «بنیاد ملی علوم انسانی آمریکا»[5] دریافت کرد و در نطق سخنرانی خود پس از دریافت جایزه، از نقش چهره‌هایی چون «ژرژ ملی‌یس»[6]، «دی. دبلیو. گریفیث»[7] و «استنلی کوبریک»[8] در این عرصه تجلیل نمود.

بنابراین، برای «پشت صحنه»، آن‌چه که در پشت صحنه‌ی فیلم‌ها اتفاق می‌افتد صرفاً روابط پنهانی میان «دفتر روابط سرگرمی»[9] پنتاگون با هالیوود یا میزان دخالت آژانس مرکزی اطلاعات آمریکا در فرایند تولید فیلم‌ها[10] نیست، بلکه پشت صحنه‌ی واقعی در حقیقت همین «ساحت علوم انسانی» است که آبشخور فکری بسیاری از فیلم‌سازان، نویسندگان و تهیه‌کنندگان برتر و شناخته‌شده‌ی جهان را شکل می‌دهد و از رهگذر این روابط است که سطح اثرگذاریِ یک اثر و حتی موفقیت یا عدم موفقیت آن تعیین می‌شود. از این منظر، علوم انسانی به‌مثابه یک تیغ بُرنده در اختیار «تکنولوژی شناختی»[11] قرار می‌گیرد تا دست‌کاری در ناخودآگاهِ مخاطب و «مهندسی باور» برای صنعت فیلم‌سازی امکان‌پذیر شود.

 


[1] مقام معظم رهبری، «دیدار جمعی از مسئولان و دست‌اندرکاران جشنوارة مردمی فیلم عمار»، ۱ اسفند ۱۳۹۱

[2] مارتین اسکورسیزی، «ماندگاریِ نگاه: خواندن به زبان سینما»، سخنرانی در مرکز کندی، ۱ آوریل ۲۰۱۳

[3] Martin Charles Scorsese (۱۹۴۲ -) کارگردان آمریکاییِ فیلم‌هایی نظیر «خیابان‌های پایین شهر»، «راننده تاکسی»، «گاو خشمگین» و «رفقای خوب» که جوایز اسکار، گلدن گلوب، بفتا، جایزه انجمن اتحادیه کارگردانان آمریکا، جشنواره کن و جشنواره ونیز را دریافت کرده است.

[4] Jefferson Lecture Award

[5] National Endowment for Humanities

[6] George Melies (۱۸۶۱ – ۱۹۳۸م) شعبده‌باز و فیلم‌ساز فرانسوی که به‌سبب نوآوری‌هایش در شیوه روایت فیلم و تکنیک‌های نوین فیلم‌سازی در سال‌های اولیه ظهور سینما، به‌شهرت رسید. فیلم‌های «سفر به ماه»، «سیندرلا»، «سفرهای گالیور»، «مهمان‌خانه‌ای که مردی در آن نمی‌خوابد» و «از پاریس تا مونت کارلو» از جمله آثار گریفیث است.

[7] David Llewelyn Wark Grifith (۱۸۷۵ – ۱۹۴۸م) از پیشتازان و مهم‌ترین کارگردانان آمریکایی سینما که به‌عنوان تکمیل‌کننده «هنر مستقل سینما» شناخته می‌شود. فیلم‌های «شکوفه‌های پژمرده»، «یتیم‌های طوفان»، «خیابان آرزو»، «یک شب مهیج» و «آمریکا» از آثار اوست. تغییر مرکز توجه در طول یک نما به‌وسیله حرکت دوربین، مونتاژ، نمایش دو یا چند واقعه به‌صورت موازی و تجزیة فیلم به نما، از بزرگ‌ترین دستاوردهای گریفیث محسوب می‌شود.

[8] Stanley Kubrik (۱۹۲۸ – ۱۹۹۹م) کارگردان و تهیه‌کنندة یهودی‌تبار آمریکایی که اکثر آثارش، اقتباس‌های ادبی بود. او ۱۲ بار نامزد دریافت جایزه اسکار شد و یک‌بار این جایزه را دریافت کرد. فیلم‌های «غلاف تمام‌فلزی»، «ادیسه فضایی»، «چشمان کاملاً بسته» و «اسپارتاکوس» از جمله آثار کوبریک است.

[9] Entertainment Liaison Office

[10] متیو آلفورد، «دست در دست هالیوود: نگاه نزدیک به نظریه پروپاگاندا»، ترجمه محمدمهدی کائینی، مجله هنری پشت صحنه، ۲۴ فروردین ۱۳۹۸

[11] Cognitive Technology